آیت الله خسروی(ره)؛ تلاقی فقه و ادب

آیت الله  خسروی(ره)؛ تلاقی فقه و ادب

علی اکبر شریفی رهگذر

اشاره:

مرحوم آیت الله محمد حسن خسروی(ره) یکی از شخصیتهای علمی و دینی کشور بود که چندی پیش در مشهد مقدس به عمر ۸۶ سالگی از دنیا رفت. به همین مناسبت، مراسم گرامیداشتی در تاریخ ۲۶/۹/۹۴ از سوی علما، طلاب، دانشجویان و مهاجرین ولایت دایکندی در قم در دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مد ظله العالی) و با حضور معظم له برگزار گردید. زندگی نامه ی مرحوم آیت الله خسروی(ره) که خواهید خواند برای این مراسم توسط علی اکبر شریفی رهگذر تنظیم گردیده بود که در همان مراسم قرائت گردید.

بسم  الله الرحمن الرحیم

زندگی نامه مرحوم آیت الله محمد حسن خسروی(ره)

العلماء مصابیح الارض و خلفاء الانبیاء – رسول اکرم(ص)

تاریخ معاصر جامعه هزاره و تشیع افغانستان، همانند پیشینه ی پرافتخار تاریخی آنان چنان پرفروغ و روشن است که همچون آفتاب تابناک در انظار همگان نو به نو می درخشد و خود گواه و دلیل این مدعاست. چنانکه بر همگان روشن است، اسم این گروه قومی و مذهبی بنا بر مقتضای روحیات متعالی انسانی و آموزه های والای دینی همواره با ارزشها و مفاهیم ارجمندی مثل عدالتخواهی، اخلاق مداری، فرهنگ دوستی، دانش اندوزی و همگرایی گره خورده است. اما با تاسف این مردم علیرغم ظرفیتها و سرمایه های معنوی، علمی، فکری و فرهنگی خود و نقش بی بدیلی که در تاریخ و تمدن کهن افغانستان داشته اند، در طول تاریخ هدف هجمه های سنگین و بنیان برانداز از سوی انحصارگرایان قدرت قرار گرفته اند. اگر از حوادث تلخ و فجایع متلاشی کننده ای که در گذشته های دور تاریخی بر این مردم تحمیل شده است چشم پوشی کنیم، اما هرگز نمی توان قتل عام ۶۲ درصدی عبدالرحمان سفاک را فراموش کرد. عبدالرحمان با هدف استضعاف و حذف فیزیکی هزاره ها و شیعیان از جغرافیای افغانستان به هر ابزاری متوسل شد و سرانجام موفق گردید تا سپاه بی شماری فراهم  ساخته و به سوی هزارستان گسیل دارد. مقاومت تاریخی هزاره ها برای حفظ موجودیت، مذهب، ناموس و شرافت خود در برابر لشکریان عبدالرحمان چندین سال به درازا کشید و در طی این سالها ارزگان مرکز ثقل مقاومت بود. در این میان، ولایت دایکندی به عنوان بخش اعظم جغرافیای ارزگان تاریخی شاهد ظهور دلیرمردان و شیرزنان پرشماری بود که در طول سالیان مقاومت، رشادت ها و فداکاری های چشمگیری از خود نشان دادند که در این کوتاه نگاره مجال پرداختن ندارد و مقتضی فرصت مناسب دیگری است. از آنجا که مصادره ی تاریخ از اهداف خطرناک تفکر شوم فاشیستی قوم محور است، در تشکیلات اداری جدید، ارزگان را به دو ولایت تقسیم کرد و نام ولایت جدید را به جای ارزگان شمالی، دایکندی نهاد تا از یک طرف به خواست برحق و انکارناپذیر مردم جواب گفته باشد و از طرف دیگر بتواند وارثان شیرین هزاره و چل دختران و مقاومت ارزگان را از سابقه و هویت پرافتخار گذشته ایشان جدا و بیگانه سازد و در نهایت از این رهگذر بتواند آن غرور تاریخی و روحیه ی مقاومت و عدالتخواهی را ازین مردم بگیرد. پس از آنکه مقاومت چندین ساله مردم هزاره و شیعه شکست خورد، عبدالرحمان دست به تخریب و استضعاف تمام عیار جامعه هزاره زد. به گفته ی پژوهشگران تاریخ معاصر تمام نهادهای مذهبی، فرهنگی و اجتماعی در این جامعه به کلی نابود شد و بقیه السیف این مردم زندگی را در عرصه های مختلف آن از نو و از صفر شروع کردند. علما، پس از وقوع این فاجعه تاریخی اولین کسانی بودند که در احیا و بازسازی جامعه فروپاشیده شیعه و هزاره اهتمام ورزیدند و با نیاز شناسی دقیق زمانه شان با حوصله و بردباری تمام به فعالیت های علمی، فرهنگی و دینی پرداختند.

بی گمان، مرحوم آیت الله محمد حسن خسروی(ره) که خود به نسل دوم و سوم پس از آن فاجعه تاریخی تعلق داشت، بر اهمیت کار علمی، فکری و فرهنگی به خوبی واقف بوده است و ازین رو، در تمام دوره های زندگی خود در داخل و خارج از کشور لحظه ای از این رسالت اساسی غفلت نکرده است. با وجود اینکه ابعاد شخصیت علمی مرحوم آیت الله خسروی(ره) بسیار گسترده و چشمگیر است، اما چنانکه باید، شناخته نشده و گمنام باقی مانده است. در گمنامی ایشان همین بس که وقتی نویسنده محترم عبدالمجید ناصری کتاب مشاهیر تشیع را می نویسد، حدود ۱۵-۲۰ سال پیش آیت الله خسروی را در زمان حیات ایشان، متوفی اعلام می کند. این نشان می دهد که ایشان گمنام می زیسته و ازین رو کمتر سر زبانها بوده است. بنا بر این، شخصیت علمی و اخلاقی ایشان در یک جلسه به طور شایسته و بایسته تبیین نخواهد شد. اما از باب مالایُدرک کُله لایُترک کُله زندگی نامه ی ایشان عجالتا و با نقایص و کمبودهای فراوان به شرح ذیل تنظیم شده است:

الف) خانواده و دوران کودکی

مرحوم آیت الله خسروی در سال ۱۳۰۸ ش در یک خانواده متدین در منطقه ی قُلدُستَک ولسوالی سنگتخت و بندر از توابع ولایت دایکندی چشم به جهان گشود. پدرش حاجی محمد امین، انسانی پرهیزگار و موجهی بود که با کار و تلاش از طریق زراعت و مالداری روزی حلال به دست می آورد و امرار معاش می کرد. محمد حسن دوران کودکی را در آغوش گرم خانواده گذراند و از سن ۷سالگی در محضر عمویش حاجی محمدعلی خسروی که از علمای نجف بود، به فراگیری درس مشغول گردید. علاوه بر عموی خود در محضر سید ناظر، شیخ یوسف کربلایی و شیخ قاسم علی واعظی در منطقه نیز شاگردی کرده است.

ب) اساتید و تحصیلات عالی

مهاجرت اول: در سال ۱۳۲۵ش به منظور ادامه تحصیلات در سطوح عالی به همراه عمویش راهی مشهد مقدس گردید. در مشهد دو تن از اساتید ممتحن به نامهای شیخ هاشم و شیخ قاسم قزوینی از ایشان امتحان می گیرند و نمره ۲۰ می دهند و می گویند: تو طلبه ی فاضلی هستی. امتحان ورودی ایشان از آن رو حایز اهمیت است که پیش از ورود ایشان به حوزه علمیه مشهد عده ی زیادی از اساتید ایرانی می گفتند که این بربری ها خوب درس نمی خوانند و نمی فهمند، اما پس از ماجرای امتحان مرحوم خسروی این نگرش حاکم در فضای حوزه علمیه مشهد تغییر می کند و اساتید به همدیگر می گفتند: قضیه آن طور که ما باور داشتیم هم نیست. طلبه های بربری هم خوب درس می خوانند و هم خوب می فهمند. ایشان به مدت ۶ سال در مشهد مقدس مشغول تحصیل بوده است که در این مدت در ادبیات کتابهای سیوطی، مغنی، مطول و مختصر را نزد ادیب نیشابوری به صورت پرداخت اجرت فرا می گیرد. سید احمد نهنگ از دیگر اساتیدی بوده که آیت الله خسروی لمعتین، رسائل و مکاسب را در محضر ایشان تلمذ کرده است. استاد خسروی با ادیب معروف حجت هاشمی خراسانی هم مباحث بوده است و در این خصوص می فرماید: در اوایل حجت هاشمی قوی بود ولی بعدها من از او قوی تر شده بودم. ایشان در سال ۱۳۳۳ش راهی نجف می شود تا هم تحصیلاتش را ادامه دهد و هم از فیوضات معنوی زیارت ائمه معصومین(ع) بی نصیب نباشد. در نجف در مدرسه ی کوچک آخوند مقیم می شود و در اولین فرصت کفایه الاصول را پیش سید صدرا بادکوبه ای می خواند و سپس دروس خارج فقه و اصول را در محضر آیت الله خویی(ره) ادامه می دهد. پس از ۵ سال تحصیل در نجف اشرف در سال ۱۳۳۸ش به وطن برمی گردد و ازدواج می کند.

   مهاجرت دوم: آیت الله خسروی پس از مراجعت از نجف اشرف به مدت ۱۶ سال پیاپی در زادگاه خود در منطقه ی سنگتخت سکنی گزید و به تدریس مشغول شد. در سال ۱۳۵۲ش مجددا وطن را به مقصد مشهد مقدس و سپس نجف اشرف ترک می کند. پس از یک سال و نیم از نجف به وطن برمی گردد.

مهاجرت سوم: پس از آنکه در سال ۱۳۵۴ش از نجف بازگشت، دو سال دیگر در منطقه مشغول تدریس گردید. سرانجام برای بار سوم در سال ۱۳۵۷ش به مشهد مقدس سفر کرد و در آنجا اقامت گزید و ادامه درسهای خارج را از محضر آیت الله فلسفی پی گرفت.

ج) تدریس و شاگردان

آیت الله خسروی تدریس را از همان زمانی که خود در منطقه در محضر عمو و دیگر اساتیدش شاگردی می کرد در سن ۱۲ سالگی شروع کرده بود. ایشان در اولین بازگشتش از نجف اشرف در منطقه به مدت ۱۶سال پیاپی به تدریس پرداخت و شاگردان بسیاری تربیت کرد. مجموع شاگردان ایشان در طی این سالها به تناوب به تعداد ۱۰۰، ۱۱۴ و ۱۴۰ نفر می رسیدند که از مناطق دور و نزدیک مانند پنجاب، لعل و سراسر دایکندی گرد هم آمده بودند و مشتاقانه از محضر آیت الله خسروی دانش دینی می آموختند. ایشان در نجف و مشهد نیز از تدریس دست برنداشت و شخصیتهای علمی ای چون آیت الله اسلامی شهرستانی سابقه ی شاگردی ایشان را در نجف دارند. آن طور که شاگردان ایشان از جمله آیت الله اسلامی شهرستانی و کسان دیگر می گویند، مرحوم آیت الله خسروی در ادبیات عرب هم سطح مرحوم علامه مدرس افغانی(ره) بوده است. استاد در طی عمر شریف خود صدها شاگرد تربیت کرد که هر یک از این شاگردان همانند استاد شهید صادقی نیلی، ناطقی کیان، علی اکبر مهدوی، یوسف واعظی، دانش لذیر و امثال ایشان مصدر خدمات و تحولات بزرگ سیاسی، علمی و فرهنگی و جزء شخصیتهای بسیار برجسته ی کشور گردیدند. یکی از ویژگی های علمی-تدریسی آیت الله خسروی که در آن روزگار بسیار مهم و بی سابقه می نمود، این بوده که مطالب را به صورت دسته بندی شده، عینی سازی و کاربردی ارائه می کرده است. این روش سبب می شد تا طلاب با پشت سر گذاشتن برخی از کتب مقدماتی ادبیات عرب خود به ترجمه آیات و احادیث بپردازند و اعتماد به نفس بیشتر برای پیشرفت بیشتر کسب کنند. در مجموع ایشان در منطقه به مدت ۱۸ سال تدریس کرده است.

در تمام سالهایی که مرحوم آیت الله خسروی در منطقه تدریس می کرد، منزل ایشان محل تجمع طلاب محترم علوم دینی بود. شیوه اسکان و مخارج طلاب بدین شکل بود که هر یک از طلاب با هزینه ی شخصی خود می آمد در همان قریه محل زندگی استاد خسروی یا در قریه های نزدیک هم جوار در خانه های مردم خوابگاه می گرفت و همانند عضو همان خانواده احترام و خدمت می شد که این کار بیانگر حوصله و انگیزه نیرومند شخص مرحوم آیت الله خسروی و دیگر میزبانان طلاب محترم بوده است که در مقایسه با روزگار کنونی می توان آن دوره ها را از نظر ارزشی طلایی ترین و نایاب ترین دوره ها دانست.

د) تبلیغ

یکی از رسالتهای که آیت الله خسروی بدان اهتمام تام و تمام داشت، مساله تبلیغ و نشر معارف دینی بود. ایشان در این خصوص فرموده است که بسیار منبر می رفته، احادیث خوب و مضامین زیبا برای تبلیغ انتخاب می کرده است. ایشان علاوه بر این، به شاگردانش نیز توصیه های اکید می کرد که از مساله ی تبلیغ غافل نباشند و همواره تشویقات انگیزه بخش ایشان به عنوان مهمترین عامل تحرک طلاب برای حضور در عرصه تبلیغی نقش ایفا می کرده است. بنا بر این، طبق گفته ی کسانی از جریان تبلیغ و تدریس استاد مطلعند، طلاب علاوه بر ایام محرم و مناسبتهای خاص در ایام پنجشنبه و جمعه نیز به طور مرتب به قریه جات اطراف می رفتند و به وعظ، خطابه و روضه خوانی می پرداختند و مخصوصا مراسم های روز جمعه که ابهت خاصی داشته و معروف به جمعه خوانی بوده است.

هـ) شخصیت اخلاقی و مناعت طبع

در باب شخصیت اخلاقی مرحوم آیت الله خسروی همین بس که همگان جز به نیکی از او یاد نمی کنند. ایشان با سختی و دشواری درس خواند و به سادگی زندگی کرد و هیچگاه برای تامین امکانات اقتصادی چه در هنگام تحصیل و چه پس از آن دست به سوی هیچ کسی دراز نکرد. ایشان بر خلاف روش معمول و رایج طلاب هیچگاه به جمع آوری وجوهات اقدامی نکرد، در حالی که از سوی آیت الله خویی(ره) مجوز جمع آوری وجوهات را با خود داشت. در زمانی که ایشان در مشهد تحصیل می کرده است، به طلاب شهریه ای نمی دادند و فقط در طول سال ۱-۲ بار مساعده اندکی از سوی حوزه به طلاب پرداخت می شد. ایشان فقط با هزینه ی اندکی که سال یک بار از سوی پدر و عمویش از افغانستان برایش می رسید درس می خواند. به خاطر کمبود هزینه تقریبا همه ساله به منطقه سنگ آتش مشهد که تعدادی از بستگان در آنجا بودند می رفت و با آنها در برداشت کِشت جو کمک می کرد و آخر الامر چند من جو به عنوان حق الزحمه می گرفت و به نانوایی تحویل می داد تا برایش بپزد. ایشان به دلیل اشتیاق فراوان به درس استاد ادیب نیشابوری که پولی بود، شرکت می کرد و ازین بابت ماهیانه ۵/۳ تومان به عنوان حق الزحمه پرداخت می نمود تا بتواند در طول سال در حلقه ی درس ایشان شرکت کند. خلاصه شخصیت اخلاقی و زندگی زاهدانه ایشان سبب شده بود تا مردم به ایشان احترام ویژه ای قائل باشند، به گونه ای که هرگاه در محلات رفت و آمد می کرد، بودند کسانی که از دور صدا می کردند که شیخ کربلایی با شما کار داریم، وقتی که نزدیک می آمدند، فقط دست ایشان را می بوسیدند و برمی گشتند.

استاد از سال ۱۳۵۷ش به بعد به ایران آمد و در جوار حرم ملکوتی ثامن الحجج اقامت کرد و دیگر به وطن برنگشت، تا اینکه در روز سه شنبه ۱۷/۹/۱۳۹۴ش در مشهد مقدس بر اثر کِبَر سن به عمر ۸۶ سالگی شمع تابناک وجود ایشان بی فروغ گشت و به رحمت الهی پیوست. روحش شاد و یادش گرامی باد.


منابع:

۱-مشاهیر تشیع در افغانستان، عبدالمجید ناصری.

۲-مصاحبه با مرحوم آیت الله خسروی توسط اسد الله جعفری و همکاران.

۳-یادداشت ها و اظهارات عبدالکریم مهدوی.

۴- تصاویر از قربانعلی احسانی و اسد الله جعفری.

درباره نویسنده

181مطلب نوشته است .

تمام حقوق این سایت برای © 2017 روزگار ما. محفوظ است.