سران حکومتی نباید دیکتاتور باشند!

سران حکومتی نباید دیکتاتور باشند!

افغانستان طی روزهای گذشته شاهد برگزاری ۲ نشست پی در پی ریکا و سام بود که در نشست سام حکومت وحدت ملی از کارکردهای خود در روش های حکومت داری، مبارزه با فساد، تامین حقوق بشر و توسعه اقتصادی گزارشی ارایه کرد و خواستار ادامه کمک های جامعه جهانی شد. علارغم گزارش خوشبینانه حکومت وضعیت اقتصادی مردم روز بروز بدتر شده و فاصله شعار تا عمل سران حکومت نیز افزایش یافته است. بااین حال آیا حکومت وحدت ملی چیزی برای پاسخگویی به جهان داشت؟

سید مسعود استاد دانشگاه در برنامه فراخبر در مورد این موضوع گفت: در دو کنفرانس ریکا و سام باید تحلیلی متفاوت صورت بگیرد. دو کنفرانس موضوع متفاوت دارند و نمی توان کنفرانس ریکا و سام را باهم یک جا مورد بحث قرار داد. در اولین جلسه ریکا که به منظور پیشرفت رونق اقتصادی برگزار شد تا رو به بهبود برود که بر همین اساس در همان سال ۲۰۰۵ میلادی ۲۱٫۵ درصد رشد اقتصادی داشتیم. از همین رو در سال ۲۰۰۵ که سازمان ریکا ایجاد شد با تشویق صندوق وجهی بین المللی و دیگر نهادها، نوعی همسویی و همگرایی منطقه ای شکل گرفت که براساس آن سرمایه گذاری منطقه ای باید به حدی می رسید که افغانستان بتواند در سال ۲۰۱۳ باید تمامی منابع خود را از درون به دست آورد. از سویی باید قبول کرد که اوضاع اقتصادی وخیم است و برای جلوگیری از وخامت بیشتر باید کار را انجام داد. فضای سردی که در ریکا موجود بود و در حقیقت حرکاتی که پاکستانی ها به خصوص سرتاج عزیز انجام داد، حرکاتی است که نشان داد هنوز هم پاکستانی ها به دنبال رقابت های خونین در درون افغانستان به منظور رسیدن به اهداف خود هستند.

وی افزود: اما در نشست سام دو بعد دارد. یکی بعد اثباتی بدین معنا که دولت افغانستان باید ثابت کند که وظایف خود را در لندن گفته شده بود انجام داده است و به دنیا پیشکش کند و در کنار آن بعد دستوری است که باید که از جانب غربی ها صورت بگیرد، بدین معنا که در هر صورتی باید انجام شود. یک چیزی را نباید فراموش کرد و آن این که خارجی ها بهتر از ما وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور را درک می کنند زیرا خارجی ها این دولت را آروده است و برهمین اساس هیچ گاه با شرایطی که در منطقه و جهان موجود آمده است غربی ها افغانستان را فراموش نمی کنند.

این استاد دانشگاه در مورد نتیجه گزارش دهی رییس جمهور گفت: افغانستان هنوز جایگاه خود را در جهان از دست نداده است و این در حقیقت مثبت است. از طرفی اضافه روی هایی که نیز در این گزارش وجود داشت که جنبه منفی آن گفته می شود. بدین معنا که کارهایی که نتوانستیم انجام دهیم را وانمود کردیم توانستیم انجام دهیم. حکومت ادعا می کند که توانسته است فقرزدایی کند اما غریب و فقیر و بی کار که همه در یک گروه قرار دارند در حال افزایش است و از همین رو ۸۵ درصد مردم افغانستان در ظرف یکسال داخل خط فقر شده اند. حکومت برای شفافیت، مبارزه علیه فساد اداری و غیره کاری نکرده است.

بر باور مسعود وقتی پس از ۱۴سال و مصرف ۳ تریلیون دالر به جایی نرسیم و همچنان وابسته به کمک های جامعه جهانی باشیم حتما مشکلی وجود دارد و افزود: نتیجه این کم و کاستی ها باعث می شود که تا ۳ مورد آنارشیزم یا اقتدار گریزی داشته باشیم. متاسفانه تاکنون در انارشیزم اقتصادی سیاسی و اجتماعی داخل شدیم و من بسیار نگران هستم که اگر انارشیزم امنیتی به وجود بیاید ما نخواهیم توانست کاری انجام دهیم. با وجودی که تمام دنیا کمک می کند افغانستان همچنان در میان ۳ کشور فقیر دنیا قرار دارد. از طرفی آنارشیزم ساختاری نیز در این حکومت دیده می شود. چه بخواهیم و چه نخواهیم ما دارای برنامه های معینی نیستیم و حکومتداری خوب در حقیقت نصب اشخاص مطابق به تخصص آنان است.

وی افزود: جهان علاقه ای به رهایی افغانستان ندارد و پیش بینی می کنم که سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۵ تکرار شود. یکی از بدترین زندگی ها، زندگی مردم افغانستان است که ظاهرا بسیارآرام است ولی مشکلات بسیاری برای ماخلق کرده است. ما به سران حکومت رای دادیم تا کشتی شکسته افغانستان را از آب بیرون بکشد. روال طبیعی چیزی دیگری بود اما ما حکومت وحدت ملی را با ۲ رهبری برای عدم ایجاد بحران سیاسی پذیرفتیم. باایان حال دولت وحدت ملی در حال حاضر مصروف بازی های خودهستند. حکومت نمی بیند که روزانه ۷ و نیم هزار تن از کشور فرار می کنند که درمیان آن ها مغزها نیز وجود دارد. دولت افغانستان از مالیات این مردم ۵۰ میلیون دالر خرج می کند تا یک شخص لیسانس بگیرد و داکتر و مهندس می شود اما این سرمایه ها از کشور می گریزند. شاید سران آنقدر به اختلافات میان خود مصروف هستند که حتی مساله اصلاحات انتخابات را نتوانستند حل کنند.

داکتر سید مسعود در پایان خاطر نشان کرد: دو بزرگوار که ما به آنان رای داده ایم می توانند که پلو به پهلو حرکت کنند. اگر هم دست هایی وجود دارد که به این دو بزگوار اجازه عمل نمی دهد بهتر است که استعفا بدهند. استعفا یک نوع دموکراسی است و نشان دهنده اجرای سطح بالای دموکراسی است.این آزار دهنده است که می گویند هیچ بدیلی برای این دو تن وجود ندارد. ده ها بدیل وجود دارد می توانند در رهبری قرار بگیرند. سران قدرت باید مردم را در حلقه قدرت داخل کنند و نباید مانند دیکتاتورها عمل کنند.

درباره نویسنده

181مطلب نوشته است .

تمام حقوق این سایت برای © 2017 روزگار ما. محفوظ است.