موافقتنامه چابهار؛ از ایجاد فرصت جدید تا رقابت جدید در سطح منطقه

موافقتنامه چابهار؛ از ایجاد فرصت جدید تا رقابت جدید در سطح منطقه

دیروز، رئیس جمهور غنی به منظور امضای توافقنامه سه جانبه چابهار میان کابل، تهران و دهلی وارد تهران، پایتخت ایران شد. قبل از او، نارندرا مودی، نخست وزیر هند نیز به تهران آمده بود. موافقتنامه چابهار در سال ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ توسط تیم ‎های فنی از سه کشور تهییه شده بود. امضای این توافقنامه چه سودی برای افغانستان خواهد داشت؟ آیا افغانستان به عنوان یکی از بازیگران قادر خواهد بود که در کنار دو بازیگر قوی منطقه ‎ایی از توافقنامه مذکور سود ببرد. در نوشتار کنونی سعی می کنم این مسئله را به بررسی بگیرم. 
افغانستان تا هنوز به بندر کراچی پاکستان و بندر عباس در ایران وابسته بوده است. اکثر کالاهای وارداتی افغانستان از این دو بندر صورت می گرفت. بندر چابهار یک فرصت جدید برای افغانستان و به خصوص برای بازرگانان افغانستان است. در واقع، بندر چابهار به عنوان یک گزینه دیگر فراروی بازرگانان افغانستان می باشد. این بندر نسبت به بنادر دیگر همانند بندر کراچی و بندرعباس چند مزیت دارد. مزیت اول آن نزدیک بودن آن است. بندر چهابهار نسبت به بندر کراچی ۹۰ کیلومتر و نسبت به نبدرعباس ۷۰۰ کیلو متر نزدیک تر است. نزدیکی این بندر این امکان را برای بازرگانان افغانستان فراهم می کند که بتواند زودتر کالاهای خود را صادر نماید. نزدیکی این بندر بدون شک، هزینه انتقال و حمل نقل کالا را نیز کاهش خواهد داد. بنابراین، از این جهت، بندر چابهار فرصت خوب برای بازرگان افغانستان فراهم می کند. 
جدا از نزدیکی آن، بندر چابهار امکان دست ‎رسی بازرگانان افغانستان با کالاهای هندی را فراهم می کند. قبل از این، بازرگانان افغانستان بیشترین داد و ستد را با پاکستان و ایران داشت و در روابط تجاری با دیگر کشورها با محدودیت مواجه بود. این بندر در واقع یکی مهمترین گام برای برداشتن محدودیت در روابط تجاری بازرگانان افغانستان است. 
از زمان که اشرف غنی، رئیس جمهور کنونی افغانستان قدرت سیاسی را به دست گرفته است تلاش شده است که افغانستان را به گذرگاه انتقال انرژی و کالاهای اقتصادی میان آسیایی میانه و آسیایی جنوبی تبدیل نماید. در واقع، سیاست خارجی افغانستان در قبال کشورهای همسایه در راستای ایجاد وابستگی متقابل میان کشورها و شکل دهی منافع مشترک شکل گرفته است. وابستگی متقابل و ایجاد منافع مشترک در واقع برای دست یابی به ثبات و آوردن صلح است. افتتاح پروژه تاپی، توتاپ، کاسا-۱۰۰۰ را می توان اقدامات در همین راستا خواند. اکنون بندر چابهار به آن افزوده شده است. بنابراین، موافقنامه بندر چابهار را می توان کاری در راستای به وجود آوردن وابستگی متقابل و ایجاد منافع مشترک خواند. بنابراین، موافقنامه بندرچابهار در عین حال که سهولت ‎های را برای تجاران و بازرگانان افغانستان فراهم می کند عملی در راستای به وجود آوردن وابستگی متقابل نیز هست. 
ایران جدیدا از زیر بار سنگین تحریم ها رهایی یافته است و نیازمند شدید به گسترش روابط اقتصادی در سطح منطقه می باشد. بندر چابهار این فرصت برای این کشور فراهم می کند. این کشور به افغانستان و هند نیازمند است تا بتواند تحول در عرصه اقتصادی ورشکسته خود به وجود آورد. در عین حال، ایران کشوری شدیدا وابسته به نفت است. افزایش و کاهش قیمت نفت خام در بازار جهانی تأثیر شدیدی بر وضعیت اقتصادی این کشور دارد. این کشور برای رهایی از وابستگی به نفت ضرورت دارد که گزینه ‎های جایگزین پیدا کند. گسترش روابط تجاری در عرصه ‎های مختلف یکی از گزینه ‎ها است. هند در طرف دیگر، کشوری در حال پیشرفت است. این کشور برای فروش کالاهای خود به بازار جدید نیاز دارد. در واقع، بندر چابهار فرصت جدید برای این کشور فراهم می کند تا به بازار افغانستان و کشورهای آسیایی میانه دست یابد. بنابراین، سه کشور ضرورت جدی در ارتباط و گسترش روابط تجاری و همکاری بازرگانی دارد. 
با وجود همه این ‎ها، موافقتنامه چابهار یک دسته بندی جدید در سطح منطقه ایجاد می کند. چین، یکی از کشورهای منطقه با رشد اقتصادی بالا بیش از ۴۰ میلیارد دالر در بندر گوادر پاکستان سرمایه گذاری می کند. چین با این سرمایه گذاری در صدد وصل کردن بازار منطقه به چین است. چین با سرمایه گذاری در پاکستان در صدد فشار آوردن بر هند و رقیب اقتصادی خود در منطقه نیز هست. اکنون که سه کشور افغانستان، ایران و هند موافقنامه چابهار را امضا می کند احتمال آن وجود دارد که تأثیری بر سرمایه ‎گذاری چین در پاکستان بگذارد. با توجه به اینکه بندر چابهار و گوادر نزدیک همدیگر است بدون شک، تأثیری بر سرمایه ‎گذاری چین می گذارد. اگر چین همچنان متعهد به سرمایه گذاری به بندر گوادر بماند به احتمال زیاد بازی جدید حول اقتصاد و تجارت در منطقه شکل خواهد گرفت که در یک قطب چین و پاکستان و به احتمال زیاد عربستان سعودی قرار خواهد داشت و در قطب دیگر هند، ایران و افغانستان است. با توجه به اینکه افغانستان در صدد آوردن ثبات و صلح است ناگزیر است که روابط تجاری و اقتصادی خود را همچنان با پاکستان و چین ادامه دهد و در غیر آن بدون شک ضرر خواهد کرد. بنابراین، افغانستان به عنوان بازیگر اصلی در هیچ یک از قطب‎ها نخواهد بود. اما، تهدید هر یک از قطب ها تهدیدی برای افغانستان به شمار خواهد آمد. به هر میزان که رقابت شدید شود به همان میزان منافع افغانستان در خطر خواهد بود. 
موافقنامه بندرچابهار و رونق آن و اجرایی شدن این موافقنامه تا حدودی زیادی بستگی به روابط ایران با غرب دارد. اگر سیاست کنونی ایران در قبال غرب ادامه یابد به احتمال زیاد شاهد رونق تجاری و اقتصادی در میان این سه کشور خواهیم بود. اما در صورت که سیاست خارجی ایران در قبال غرب یکبار دیگر تغییر کند و روابط این کشورها با تنش همراه شود، در آن صورت، بعید به نظر می رسد که سه کشور بتواند سودی از این موافقتنامه به دست آورد. زیرا، در آن صورت هند در روابط خود با ایران تجدید نظر خواهد کرد. زیرا، روابط هند با ایران در ذیل روابط هند با آمریکا و روابط آمریکا و غرب با ایران قابل درک است. به هر میزان که روابط ایران و غرب به سردی بگراید و دارای فراز و نشیب گردد به همان میزان روابط تهران-دهلی سرد خواهد شد. بنابراین، زود است قضاوت نمایم که در دراز مدت بندر چابهار چه سودی برای افغانستان خواهد داشت. 
در پایان این نوشتار یکبار دیگر باید متذکر شوم که موافقتنامه بندر چابهار فرصت جدید برای بازرگانان افغانستان است که سهولت ‎های برای بازرگانان و تجاران کشور در پی دارد و گامی در راستای ایجاد وابستگی متقابل میان کشورهای منطقه است. با این حال، احتمال آن می رود که شاهد قطب بندی جدید در منطقه باشیم که در یک قطب چین و پاکستان و عربستان قرار می گیرد و در قطب دیگر هند و ایران. افغانستان در هیچ یک از قطب ها به عنوان یک بازیگر اصلی قرار نخواهد داشت. اینکه در دراز مدت بندر چابهار چه سودی برای افغانستان خواهد داشت منوط به روابط ایران با غرب است.

درباره نویسنده

178مطلب نوشته است .

تمام حقوق این سایت برای © 2017 روزگار ما. محفوظ است.